تبليغاتX
امرداد
امرداد
هنر , ادبی , اجتماعی , خبر و ... 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه
خبرها حاکیست علی مزیدی از هنرمندان با سابقه و فعال تئاتر یزد از میان سه فرد پیشنهادی از سوی شورای سیاستگزاری تئاتر به عنوان مسئول انجمن تئاتر شهرستان یزد انتخاب شده و به زودی حکمش اجرایی خواهد شد.

علی مزیدی از سال ۱۳۶۶ فعالیت نمایشی خود را آغاز کرده و تا کنون در کارنامه خود کارهای زیادی را به عنوان بازیگر و کارگردان ثبت نموده است.

مسئولیت روابط عمومی خانه نمایش و کمیته تئاتر کودک- عضو چند دوره ستاد برگزاری جشنواره های تئاتر و مسئولیت گروه تئاتر مهر از جمله مسئولیتهای اجرایی وی در حیطه تئاتر می باشد.

برای دوست عزیزم که تئاتر پیوند مشترک دوستی ۲۵ ساله مان  بوده آرزوی موفقیت و توفیق در ایجاد تحول دارم. و البته صبر زیاد. 

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:24 ] [ سید مرتضی موسوی ]
انتخاب  سید ناصر امامی میبدی به عنوان  مشاور هنری استاندار

و عباس ملازینلی به عنوان مشاور هنرهای نمایشی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد

دو خبر خوب و نوید بخش در عرصه هنر و تئاتر یزد است. آرزوی موفقیت برای هر دو دوست عزیز. 

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:6 ] [ سید مرتضی موسوی ]

دوست عزیز و هنرمند پرتلاش آقای رامین قادری انتخاب جنابعالی را به عنوان یکی از تاثیرگزاران عرصه تئاتر استان یزد و افتخارتان در  دریافت تندیس اردیبهشت تئاتر در سال ۱۳۹۱ را تبریک گفته برای شما روزهایی عاشقانه را آرزو داریم.

 

رامین در حال رفتن به روی سن جهت دریافت تندیس

 

 

"گروه تئاتر مهر"

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:44 ] [ سید مرتضی موسوی ]
بیستم اردیبهشت جشن تئاتر یزد هست که متاسفانه به تنها چیزی که شباهت ندارد جشن هست. یعنی واقعا چه مشکلی هست که نمیتوان مراسمی ترتیب داد که که بتوان بدون آنکه تعارفات مرسوم را به خورد مخاطبین داد دلها را به هم نزدیک کنیم و از با هم بودن لذت برد.

البته که کار مشکلی نیست اما باید از خوش سلیقه ها کمک گرفت و کار را واگذار خود بچه های تئاتر کرد که متاسفانه مسئولین اداری فرصتش را بوجود نمی آورند!!

بگذریم اجرای خوب مهدی قانع آنهم به لطف تئاتری بودنش و شناختی که از مجموعه تئاتر یزد دارد خودش غنیمتی بود.........

 عکسی یادگاری با داریوش مودبیان
در چهارمین جشن اردیبهشت تئاتر استان یزد از۱۱ هنرمند تئاتر  استان تقدیر  شد

 احمدعلی مهدی‌نژاد، حسن کور اوغلی، عباس ملازینلی ، کرامت یزدانی، محمد جباری، علی زمانیان، حسین آقایی، ذبیح‌ا... محمودی، علی جاور -رعنا مومنی و رامین قادری در این مراسم تقدیر  شدند.

با انتخاب رامین قادری تاکنون ۴ نفر از ۵ نفر اعضای هیات مدیره گروه تئاتر مهر موفق به دریافت تندیس اردیبهشت تئاتر ایران شده اند. علی اصغر راسخ راد-علی مزیدی-سید مرتضی فخر موسوی در سالهای گذشته و امسال هم رامین قادری و انشالله در سالهای آینده امیدواریم آقای امیری هم به لطف زحماتی که در عرصه نمایش رادیویی کشیده اند این افتخار را کسب کنند.

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:26 ] [ سید مرتضی موسوی ]

گفت استاد مبر درس از یاد
یاد باد آنچه به من گفت استاد

یاد باد آنکه مرا یاد آموخت
آدمی نان خورد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی
که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید
گشت از تربیت من آزاد

بس مرا منت  استاد بود
که به تعلیم من اِستاد استاد

هر چه میدانست آموخت مرا
غیر یک اصل که ناگفته نهاد

قدر استاد نکو دانستن
حیف! استاد به من یاد نداد

گر بمردست، روانش پر نور
ور بود زنده، خدا یارش باد
(ايرج‌ميرزا)

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:52 ] [ سید مرتضی موسوی ]
از میان تبریکهای روز معلم جملات بعضا تامل برانگیزی نظرم را جلب کرد که با احترام و تشکر نسبت به همه دوستان تعدادی را می آورم.

* معلم سخنش تعلیم و رفتارش تربیت است.

*از پدر گر قالب تن یافتیم               از معلم جان روشن یافتیم

*رمز نو شدن باید آموخت. وگرنه بهار فصل تکراری است.

*هیچ جامعه ای فراتر از اندیشه معلمانش رشد نخواهد کرد.(این افتخار مبارک)

*یاد باد آنکه مرا یاد آموخت.

*علم با عاشق مکمل می شود

هر که عاشق شد معلم می شود

عارفان با عشق عارف می شوند

بهترین مردم معلم می شوند

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:1 ] [ سید مرتضی موسوی ]
سعید شهریار تمرین نمایش"افسون بر تخت نشستن ماکان تیره بخت" رو که خوانشی آزاد از نمایشنامه مکبث هست رو  با شیوه ای متفاوت. از شنبه ۱۹ فروردین در تالار هنر آغاز کرده.

ازبازیگران اجرای قبلی تنها علی جاور و فخر موسوی حضور دارند. دیگر بازیگران عبارتند از: علی مزیدی-ابوالفضل کاظمیان-وحید ابویی و مجتبی لاله زاری .

گروه تئاتر مهر در اجرای این کار نمایشی با گروه شید همکاری می کند.

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 17:59 ] [ سید مرتضی موسوی ]

   شب گذشته به بهانه حضور استاد حسینی مهر در یزد و به همت علیرضا خورشیدنام بچه های دوره آموزشی سال 85 گرد هم جمع شدیم و شب نشینی گرم و صمیمانه ای رو با یادآوری خاطرات خوب کارگاه تئاتر داشتیم. خاطراتی که حالا در این وانفسای از هم گسیختگی بچه های گروه  تبدیل به بغض و حسرتی درونی شده.جای بچه هایی که نتوانستند بیایند هم خالی کردیم.

آرزو میکنم روزهای خوب برای همه عاشقان و علاقمندان تئاتر همواره تکرار و مستمر گردد.

از خانواده علیرضا بویژه همسر و خواهر خانمش بخاطر زحماتشان در میزبانی تشکر و عذرخواهی از آریا و اهورای عزیز بخاطر تحمل چندساعته ما آدم بزرگها.

حاضرین: جعفر دل دلزاده/محمد عزآبادی/هادی نادری پور/مریم نیک آیین/ امیر جلالی/ حمید حاجی محمدزاده/وحید ابویی/ سید مجتبی مدیرطاهری/ ابوالفضل کاظمیان/مرضیه بلالی/سحرقدیریان/ علیرضا خورشیدنام/سید مرتضی فخرموسوی/

[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 11:46 ] [ سید مرتضی موسوی ]
       آقایان راسخ راد و علی مزیدی به نمایندگی از گروه تئاتر مهر از هنرمند محجوب و پیش کسوت تئاتر یزد آقای محمد جباری که مدتیست با بیماری دست و پنجه نرم میکند عیادت نمودند.

برای این دوست عزیز و خانواده بزرگوارش بویژه مهرداد آرزوی سالی خوب و سلامت داریم .

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 13:19 ] [ سید مرتضی موسوی ]
 

به گزارش هفته نامه فان ست ، «ناصر حسینی‌ مهر» در مورد دلایل خداحافظی‌ اش از صحنه تئاتر ، اظهار داشت: در قبال اجرای نمایش «ویتسک» در تئاتر مولوی یک ریال هم دریافت نکردم تا به گروهم در شب عید بدهم ، هیچ کسی به داد ما نمی‌ رسد.

وی ادامه داد: تا زمانی که وضعیت اداره تئاتر کشور به این شکل پیش برود ، بهتر است تا من از صحنه تئاتر کناره‌ گیری کنم ، حدود پنج سال است که به ایران برگشتم و ‌صرفا برای کار تئاتر آمدم ، بعد از ۲۵ سال دوری از کشورم که به تحقیق و تحصیل در تئاتر پرداختم ، بازگشتم تا در کشورم نمایش به روی صحنه ببرم ، ‌سه نمایش در این مدت در ایران به روی صحنه بردم و ۱۹ کتاب منتشر کردم.

شورای حمایت مسئول تمام مشکلات ما است

این نویسنده و کارگردان تئاتر گفت: آیا ما خواسته دیگری داریم ؟! جای فرد دیگری را هم تنگ نکردیم ، چرا نمی‌ گذارید ما کار کنیم ؟! کجای کار ما می‌ لنگد که باید این قدر محدودیت‌ های تازه و تازه‌ تر در تئاتر داشته باشیم ؟! من جواب این سوالات را از مسئولان تئاتر کشور می‌ خواهم.

کارگردان نمایش «ویتسک» شورای حمایت را مسئول تمام مشکلات دانست و بیان داشت: به عقیده من مسئول تمام این کارها شورای حمایت است که همه اهالی تئاتر را ناراضی کرده است و این محدودیت‌ های رنگارنگی که برای تئاتر ایجاد می‌ کند ، به نظرم «سالی که نکوست از بهارش پیداست» ما در تئاتر سال آینده ، سال خوبی نخواهیم داشت و سال جدید بسیار دردناک خواهد بود ، آیا بدون حضور کسانی مثل والی ، حکیم رابط و غیره تئاتر این مملکت ، تئاتر حقیقی ایران محسوب می‌ شود ؟!

خانه تئاتر به دلیل فشارهای عدیده به یک استیصال و انفعال در حل مشکلات رسیده است

سرپرست گروه نمایش «تئاتر ۶» تصریح کرد: هیچ امیدی به تشکیلات صنفی خانه تئاتر ندارم ، چند دوره است که یک هیئت مدیره تکراری در آنجا حضور دارند که فقط چند جلسه تشکیل می‌ دهند ، کاربرد اجرایی آن‌ ها در چه هست ؟! فکر می‌ کنم خانه تئاتر به دلیل فشارهای عدیده به یک استیصال و انفعال در حل و فصل مشکلات‌ ما رسیده است.

هیچ دورنمایی برای تئاتر نمی‌ بینم ، بهتر است از صحنه تئاتر کنار بکشم

حسینی‌ مهر افزود: مجموعه این مسائل باعث شده تا من هیچ دورنمایی برای تئاتر نبینم ، بهتر است کنار بکشم و خانه‌ نشینی را اختیار کنم و حداقل کاری که می‌ توانم انجام دهم این است که به ترجمه مطالب جدید برای جوانان بپردازم تا حداقل مفید زندگی کنم.

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 12:58 ] [ سید مرتضی موسوی ]

هر ساله روز جهانی تئاتر ۲۷ مارس در سراسر دنیا جشن گرفته می شود؛ انیستیتوی بین المللی تئاتر از “جان مالکویچ”  هنرپیشه‌ مطرح آمریکایی خواسته که پیام امسال را بنویسد.

پیام جان مالکویچ را می خوانید:

مفتخرم که انیستیتوی بین المللی تئاتر در یونسکو از من تقاضا کرده است تا برای گرامی‌داشت پنجاهمین سال روز جهانی تئاتر سخن بگویم. سخن کوتاه من خطاب به همکاران، همقطاران و رفقایم در تیاتر است.
امید که آثارتان گیرا و اصیل باشد. امید که ژرف‌ باشد و پر‌احساس باشد که به ما کمک کند تا به این پرسش بیاندیشیم که معنی انسان بودن چیست؟ و امید که این اندیشه با دل ها، با پاکدلی و پاک‌اندیشی و با شرف متبرک شود.
امید که بر دشمنی ها چیره شوید، بر سانسور، فقر و پوچ گرایی؛ همان گونه که بسیاری از شما به آن متعهد شده‌اید.
امید که درخشان و پرتوان باشید تا به ما پیچیدگی‌های تپش قلب آدمی را بیاموزید و کنجکاوی و فروتنی را؛ که آن را دست‌‌آورد یک عمر خود ساخته‌اید.
امید که بهترین‌های شما -چرا که بهترین‌ها را طلب می‌کنید- آن هم در ناب‌ترین و گذراترین لحظه، چارچوبی بیابید برای این بنیادی‌ترین پرسش: “چرا زیست می کنیم؟”
 خدا‌نگهدار
 
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 12:8 ] [ سید مرتضی موسوی ]
بهار بهار
بهار بهار صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود

بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی


وا بکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه

بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد

بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو اورد از تو کوچه تو خونه

حیاط ما یه غربیل، باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه منتظر یه مهمون

بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی

یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود

یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صبح نشده غروب بود

آخ که چه زود قلک عیدیهامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

بهار اومد برفها رو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد

چقدر دلم فصل بهارٌ دوست داشت
وا شدن پنجره ها رو دوست داشت

بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف که از حرفهای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد

دروغ نگم هنوز دلم جوون بود
که صبح تا شب دنبال آب و نون بود


شاعر: محمدعلی بهمنی
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 12:1 ] [ سید مرتضی موسوی ]
        جای تاسفه که سعید شهریار به هر علتی نمایشی رو به روی صحنه برده که هیچگونه ارزش دیدن رو نداره. اینجاست که جای خالی امثال حائری زاده کاملا احساس میشه . شهریار صحنه ای رو برای کارش انتخاب کرده که مخاطبین اون اکثرا مسافرین نوروزی هستند که از نقاط مختلف کشور میهمان یزدند آمده اند ببینند و بخندند و لذت ببرند و بروند ، کم حوصله اند و وقتشان هم کم است .نمیمانند و باید نگهشان داشت ........اما به هر قیمت و به هر شوخی نچسب و رکیکی متوسل شدن و تازه نتوانیم ملت را بخندانیمشان جای بسی تاسف است............... به راستی کی میدونه کجا میریم!!!
[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 11:35 ] [ سید مرتضی موسوی ]
در میون انواع پیامهای تبریکی که در این ایام رد و بدل میشد پیامک دکتر روازاده بسیار تامل برانگیز بود:

" در زمانه ای که شخصیت وارداتی بابانوئل به مردم هدیه می دهد و آرزوهایشان را بر آورده می کند، حاجی فیروز خودمان در خیابانها گدایی می کند!!!"

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 11:17 ] [ سید مرتضی موسوی ]
سال نو مبارک

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ 11:5 ] [ سید مرتضی موسوی ]
قطره دریاست اگر با دریاست                                  ورنه او قطره و دریا ،دریاست

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 17:15 ] [ سید مرتضی موسوی ]
عنوان نمایشی است که علی اصغر راسخ راد در تهران اجرا نموده و پس از گذشت چند ماه از دوشنبه تا جمعه در تالار هنریزد به روی صحنه می برد .

البته لازم به ذکر است راسخ این نمایش را با خون دل و مشقات فراوانی به یزد آورده و از عدم همراهی مسئولین تئاتر در یزد به شدت گله مند است.....................

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 14:23 ] [ سید مرتضی موسوی ]
جنگ کور عنوان نمایشی است که امسال با بچه های راهنمایی استعدادهای درخشان یزد کار کردم و خوشبختانه در جشنواره ناحیه برای حضور در مرحله استان انتخاب شد. اما نکته مهم اینجاست که امروزه کار تئاتر در مدارس بجای لذت بخش بودن و اثر بخشی ، کاری خسته کننده ، استرس زا و مشکل ساز شده و دیگر کمتر کسی است که زیر بار چنین فعالیتهایی برود.

با دوست تئاتری خوبم ابوالفضل سلیمی که صحبت میکردم علتهای زیادی را بررسی کردیم که اساسی ترین آنها را میتوان:

نبود اعتقاد و عزم راسخ در بدنه آموزش وپرورش و نیز نبود نیروی انسانی متخصص در زمینه تئاتر دانش آموزی دانست. حیف و صد افسوس از فرصتهایی که اینسان از بین میروند.

[ شنبه ششم اسفند 1390 ] [ 14:51 ] [ سید مرتضی موسوی ]

         بالاخره پنج شنبه شب در واپسین اجراهای نمایش "آخرین نامه" تونستم اجرای این نمایش  که بخاطر کار اجرایی تو جشنواره استانی ندیده بودم رو در حالیکه تعدادی از تماشاگران روی پا ایستاده بودند ، ببینم. البته من به لطف دوستان عوامل گروه و در کمال خجالت زودتر به سالن راه پیدا کردم و از روی صندلی کارو تماشا کردم.

  نمایش آخرین نامه نوشته ای روان وبا درون مایه ای از طنز،در ارتباط با موضوع دفاع مقدس وروابط درونی و بیرونی آدمهای متفاوت از لحاظ قومیت و فرهنگ هست که به واسطه جنگ در کنار یکدیگر جمع شده اند.

      بازی های خوب هر سه بازیگراز جذابیت خاصی  برخورداره. که البته بازی حساب شده و زیبای حمید محسناوی از کارگردانی او هم برتری داره . هرچند مصطفی راغب خودش روبه طور کامل در اختیارنقش قرار نداده و در انتها تاثیر عاطفی لازم رو بجا نمیگذاره، اما صداقت مسیح دهقانی رو در ایفای نقش کاملا  احساس میکنی.

     ظاهرا شب اجرای ویژه هنرمندان هم بود که تعداد زیاد از بچه های فعال عرصه تئاتر یزد هم حضور داشتند و منتظر جلسه نقد و بررسی که مجری محترم در پایان پس از تشکرات مرسوم شده گفتندوقت نداریم و خداحافظ.

من که بهم بر نخورد چون جزء هنرمندان ، دعوت نشده بودم اما بقیه رو نمیدونم!

 

[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 21:53 ] [ سید مرتضی موسوی ]

هنرمند جوان و بازیگر خوب تئاتر یزد سرکار خانم نسیم کاظمی داغدار از دست دادن پدر می باشند.


مصیبت وارده را از طرف گروه تئاتر "مهر" و "کانون بازیگران تئاتر استان یزد " تسلیت گفته و برای ایشان آرزوی  عمری دراز و موثر در صحنه زندگی و تئاتر داریم.


[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 19:3 ] [ سید مرتضی موسوی ]

یکشنبه 16 بهمن اعضاء کانونهای تخصصی تئاتر در محل تالار هنر جلسه داشتیم .

هر چند  آقای ابوالحسنی ریاست انجمن تئاتر استان یزد به عنوان مدیر جلسه تمایلی به وارد شدن حاضرین به مباحث حاشیه ای نداشت اما وجود ابهامات و دغدغه وسوالاتی چون جایگاه قانونی و حدود وظایف و قدرت اجرایی کانونها ، پس از صحبتهای مقدماتی سعید شهریاردر مورد چگونگی شکل گیری گذشته و حال کانونهای تخصصی،  باعث شد تا رئیس انجمن، و نیز جناب ملازینلی در صدد پاسخگویی برآیند.

یکی از مهمترین مصوبات جلسه هم تشکیل شورایی منتخب از کانونها جهت پیگیری مسائل حقوقی و ثبت قانونی کانونها بود.

خوشبختانه آنچه به نظر میرسد نیت و آرزوی قلبی همه اعضا در تشکیل صنفی مستقل است که بتواند پیش برنده ی اهداف هنر فاخر تئاتربرای جامعه تشنه فرهنگ و هنر امروزباشد.

اعضاء کانون بازیگران هم  با توجه به حضور تمام اعضاء ،درهمین شب جلسه ای داخلی تشکیل داده وپس از بحث و هم اندیشی، آقای زبرجدی را به عنوان نماینده کانون در شورای پیگیری و فخر موسوی به عنوان سخنگوی جلسه با مدیر کل فرهنگ وارشاد انتخاب نمودند.

   

[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 18:49 ] [ سید مرتضی موسوی ]

1173 سال گذشت و چشمان نامنتظرمان گلایه از دیدن یار می کند و منجی میطلبد. اما چه کنیم با اینکه یاران خوبی نیستیم دل به مهرش بسته ایم. آقا به مهربانی خود دست ما بگیر 

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 14:36 ] [ سید مرتضی موسوی ]


داستان کوتاهی را که می خوانید زاییده ذهن دختر11 ساله ام نگاراست. که بنا به درخواست او بازنویسی کردم . من و نگار خوشحال می شویم اگر بازنویسی های دیگری از این داستانک را از زبان شما هم بخوانیم.

     پسری ناراحت و غمگین بود .به کوهی رفت وگلی را دید که ناراحتی هایش را ازاو دور می کرد آن گل را چید وبه اتاقش برد ولی گل چون به زندگی در پایین کوه عادت نداشت  پس ازمدتی پژمرده شد. آن را در گلدانش خاک کرد و هر روز به محل خاکش آب می داد  پس ازمدت ها دوباره گلی رشد کرد و پسرک خوشحال شد.

"نگار-6بهمن90"


 

 

    مردی تنها ، به کوهی رفت . گلی را دید که غم هایش را برطرف می کرد. آن گل را چید و به خانه اش برد. اما گل پس از مدتی پژمرد. مرد شاخه گل را در گلدان کنار پنجره اش به خاک سپرد و هر روز به یادش نیمی از آب لیوانی را که می نوشید در گلدان ، خالی می کرد.

   روزها گذشت تا اینکه جوانه ای از گلدان رویید.هرچند گل کوهی قبلی نبود اما گلی بود که با یاد آن مرد دوباره زنده شده بود!

"بابای نگار- 9بهمن90"


گلي بود در كوهستان كه همه غمهارو از بين مي برد و مردم مي رفتن آنجا و با شادابي بر مي گشتند و زندگي آرامي را شروع مي كردن ،حاكم شهر شنيد دستور داد آن گل را از ريشه بكنند. ياديگر درآن شهر غمي بود يا نبود.

"گ.جهنمی"11بهمن


در زمانهای قدیم در دشتی سرسبز و آباد گلی صورتی روییده بود که بسیار بسیار خوشبو بود .
کم کم مردم روستاهای نزدیک آن دشت عادت کردند که هر وقت دلشان را غم و غصه میگیرد شال و کلاه کنند و برای دین آن گل راهی دشت سرسبز شوند.
آخه خاصیت معجزه گر این گل آن بود که هرکس چند بار آن را می بویید تمام غم و غصه هایش پرپر میشد .
مردم با صفای روستا وقتی به خاصیت این گل عجیب پی بردند هم قسم شدند که هرگز این گل را نچینند تا بتواند رایحه معجزه گرش را به همه مردمی که به سراغش میرفتند هدیه کند و آنها را از غم و غصه نجات دهد .
مردم روستا نام این گل را " گل شادی بخش " گذاشتند .
گل شادی بخش سالهای سال عمر کرد و پس از سالها شادی آفرینی به مرگ طبیعی پژمرد و به بهشت رفت تا مردمی را که بعدها به بهشت میروند از بوی عطر دل انگیز خود سیراب کند .

"یزدی" 11بهمن

 

 

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 9:24 ] [ سید مرتضی موسوی ]

   ظهریکشنبه جلسه ای با هدف آسیب شناسی وارائه راهکارهای مناسب در جهت برگزاری مسابقات  فرهنگی هنری وقرآنی در محل اداره کل آموزش و پرورش تشکیل شد که با توجه به سوابق اجراییم در مدارس و تجربیاتی که دربرگزاری مسابقات بویژه هنری داشته ام و صد البته باعنایت به رفاقتم  با آقای صمدی کارشناس مسئول مسابقات فرهنگی ، هنری  از دعوت شدگان بودم.

حضور در چنین جلساتی بخصوص که افرادهنرمند ، صاحب تجربه ومسئول در فضایی نقادانه اظهار نظر کرده و دیدگاههای تجربی و کارشناسی خود را مطرح میکنند برایم لذت بخش وانرژی زاست به شرط آنکه تاثیرات عینی مصوبات را درشکل اجرایی نیز ببینیم.

اما لپ نظرات من در این جلسه :

1-      1-توجه به دانش آموز محوری به جای مسابقه محوری در برنامه ریزی مسابقات .

2-       2-دفاع از برگزاری مسابقات به شکل حضوری و زنده آن به جهت حفظ اصالت وارزشهایی که دراین نوع  شکل اجرایی  نهفته است .

      

نمایش "ببخشید اون عینک چیه؟!"


گروه تئاتر دبیرستان شهید صدوقی-سال تحصیلی90-89

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 7:32 ] [ سید مرتضی موسوی ]

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 14:45 ] [ سید مرتضی موسوی ]

آقا... تو ضامن باران و برف باش

در جوار بارگاه امام رضا (ع) /صحن جامع رضوی/آذرماه1390

[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 11:4 ] [ سید مرتضی موسوی ]
        هفته گذشته هیئت رئیسه گروه تئاتر مهرجلسه داشتندو در رابطه با موضوعات مختلف و راهکارهای اجرایی در جهت راه اندازی و تقویت فعالیتهای نمایشی بحث و تبادل نظر صورت پذیرفت. از جمله اقدامات اولویت دار بومی کردن نمایشنامه "خواستگاری"آنتوان چخوف بود ..............
علی اصغر راسخ راد /علی مزیدی/رامین قادری ،آقای امیری (به علت بیماری غیبت داشتند)و خودم که پشت دوربینم.
[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 10:51 ] [ سید مرتضی موسوی ]
حرفی نمی زنی از عشق

از چیزهای معمولی می گویی

از سردی هوا

از باران...

نه صحبت از نسیم

نه صحبت از بهار و گل یاس می کنی

با این همه

احساس می کنم که تو احساس می کنی

"عمران صلاحی"

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 14:38 ] [ سید مرتضی موسوی ]
در قیامت آن کس به من نزدیکتر است

که در دنیا خوش اخلاق تر

و نسبت به خانواده خود نیکوتر باشد.

[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 14:11 ] [ سید مرتضی موسوی ]
 این شبها نمیدانم

 چرا در هر مجلسی که شرکت میکنم

تا در غم زمینیها که در سوگ پیامبر و امام کریممان به سوگ نشسته اند

 شریک باشم

دلم نمی شکند...

 اشکم نمی غلتد ...

آه که چقدر دلم تنگ شده است برای آرامش پس از گریه

گریه برمظلومیت اهالی خانه پاکی ها

می دانم مریض دنیا شده ام.... اما

خداوندا لذت گریستن را از من مگیر

"سلام و درود بر بهترین مردم و خاندان مطهرش"

 

[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 23:47 ] [ سید مرتضی موسوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یکم مرداد 1353 روز تولدمه. پس امرداد هم ماه تولدمه و هم روز و ماه تولدم خونده میشه.
ای کاش همه روزها روز تولدمون باشه.............
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت عکس